تبليغاتX
سایه روشن
اینجا آئینه ای خواهد بود برای همه رنجهایی که وجود دارد!
 لیست اعضای کابینه اینده حامد کرزی
لیست اعضای کابینه اتی حامد کرزی

۱- دوستان توجه داشته باشند، که اصولا این لیست نهایی نمی تواند باشد، در افغانستان رسم است که قبل از هرچیز لیست هایی را از سوی در بار نشر می گردد، تا افکار سنجی شود، این نخستین لیستی هست که نشر شده است، چون برای ما هم ارسال شده بود، ما برای دوستان نشرش می کنیم/

گل آقاى شيرزوى وزير دفاع ملى

انجينير ابراهيم فراهى وزير امور داخله

هدايت امين ارسلا وزير امور خارجه

محمد شاکرکارگر وزير انرژى و آب

معين مرستيـال وزير معارف

فاروق وردک وزير اطلاعات و فرهنگ

عصمت الله قانع وزير تحصيلات عالى

محمد حنيف اتمر وزير انکشاف دهات

حاجى محمد محقق وزير عدليه

سيد منصور نادرى وزير زراعت، آبيارى و مالدارى

ملالى شينوارى وزير امور زنان

شکريه عيسى خيل وزير کار، امور اجتماعى شهدا و معلولين

انوارالحق احدى وزير تجارت و صنايع

ملا تاج محمد مجاهد وزير مبارزه با مواد مخدر

محمد عمرزاخيلوال وزير ماليه

سيد محمدگلاب زوى وزير مخابرات

ضراراحمد مقبل وزير ترانسپورت

عزيز احمد نادم وزير اقتصاد

داکتر نجيب الله مجددى وزير صحت عامه

ملاتره خيل کوچى وزير امور سرحدات

مولوى شهزاده شاهد وزير حج و اوقاف

ارسلا جمـال وزير انکشاف شهرى

سيد هاشم فولاد وزير فوايد عامه

فيض الله ذکى وزير معادن

نادرخان کتوازى وزير امور مهاجرين و عودت کننده گان

اسماعيل يون رئيس عمومى ادارۀ امور

عبدالستار سياف وزير دولت در امور پارلمانى

نورالله دلاورى رئيس عمومى د افغانستان بانک

زلمى مجددى رئيس عمومى امنيت ملى

شکريه بارکزى رئيس جمعيت هلال احمر افغانى

حاجى دين محمد والى بلخ

اسدالله خالد والى هرات

و...

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در یکشنبه 1388/06/29  |
 مصاحبه با ذوالفقار امید رهبر حزب کار و توسعه افغانستان
مصاحبه با ذوالفقار امید رهبر حزب کار و توسعه افغانستان که در شماره ۶ مجله پیک عدالت نشر شده است
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در یکشنبه 1387/07/21  |
 وزارت دفاع؛ و اخراج ارام هزاره ها!

وزارت دفاع؛ و اخراج ارام هزاره ها!

 ارسالی از رنجبر

تورن جنرال پياده فضل احمد قوماندان قول اردوي 207 بكادر تورن جنرال تاجك

4. بريد جنرال محمد امين بحيث ريس پروگرام سازي معاونيت پاليسي بكادر تورن جنرال پشتون

5. بريد جنرال علي احمد بحيث قوماندان مركز تعليمي نظامي بكادر بريد جنرال پشتون

6. بريد جنرال مخابره عبدالرحيم معاون رياست پروگرام سازي بكادر بريد جنرال تاجيک

7. تورن جنرال مخابره جمعه ناصر بحيث ريس كادر و پرسونل بكادر تورن جنرال پشتون

8.تورنجنرال گل آقا نائبي بحيث مرستيال معاونيت پرسونل بكادر تورن جنرال پشتون

9. بريد جنرال پياده شعور گل بحيث معاون


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1387/07/15  |
 مصاحبه با رجب اندیشمند- نشر شده در شماره چهارم پیک عدالت

رجب علی اندیشمند، مردی که سالهای سال، را در کشور چاپان گذرانده است، اما همیشه با عشق وطن، آبادی و ترقی آن، زیسته است،  و همیشه ارزو داشته است، که افغانستان همچون جاپان به مراحل بلند و بالای، رشد و ترقی، علمی، صنعتی، و اقتصادی دست یابد، اینک با طرح تدویر"جرگه اعتماد ملی" به کابل بازگشته است، به همین خاطر به حضور ایشان


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1387/06/25  |
 ربانی چی می خواهد؟

 

استاد رباني: کساني که با حمايت غربي ها در افغانستان حکومت مي کنند، با شکست مواجه مي شوند

راه مسعود، نفاق اقوام موجود در کشور بود

-         راه مسعود، ويراني کشور به خواست دشمنان افغانستان بود

-         راه مسعود قهرمان شدن براي ويرانگري بود!

-         راه مسعود، تعطيل شدن عقل و خرد انساني بود

-         راه مسعود، دريدن شکم زنان حامله در افشار بود!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1387/06/18  |
 آیا امتیاز 60 هزار دالری محقق هم قطع خواهد شد؟
هزاره ای رفت و هزاره ای امد!

امروز از سوی ولسی جرگه دو وزیر جدید در کابینه کرزی رآی اعتماد گرفت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در شنبه 1386/12/11  |
 لغو سفر کریم خلیلی به یکاولنگ
دومین سفر کریم خلیلی معاون دوم ریاست دولت در بامیان لغو گردید!

 

محترم کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان غرض شرکت در مراسم شهداء سادات یکاولنگ که در پایان عمر طالبان صورت گرفته بود،و قرار بود روز گذشته چهار شنبه انجام شود، در اخرین دقایق پان لغو گردید!

دلیل این لغو به گفته نزدیکان ایشان، در آخرین لحظات برواز هلیکوبتر ها به ایشان خبر دادند که هیچ کس برای استقبال ایشان در یکاولنگ جمع نشده است. به همین دلیل ایشان این سفر را کنسل نمود.

اما ایشان طی سال جاری دومین باری است که سفر خودش را به ولایت بامیان کنسل می کند، بار اول ایشان دو هفته قبل از جشن استقلال پلان سفر خودش را ریخت و هزینه قابل توجهی را وی برای حاجی فداء نماینده خود در بامیان روان کرده بود، تا تدابیر استقبال ایشان را بگیرد، اما از انجائیکه مردم برای استقبال حاضر نشدند، ان سفر نیز کنسل شد.

 

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در پنجشنبه 1386/10/20  |
 کدامیک؟

 

 

کدامیک؟

محقق یا مدبر!

این روزها در کابل هرچی زمان رو به پیش می رود، صف بندی های سیاسی،  شکل تازه تری به خود می گیرد، به خصوص کسانیکه سالهاست در جستجوی کاروان پیروز می باشند!

کاروان پیروز خود در افغانستان باعث هنجار شکنی سیاسی شده است، دوستان را از کنار هم جدا می کنند، و در کنار دشمنان دیروز هم پیاله شان می سازد! این هنجار شکنی را اگر بخشی از سناریوی غربی ها بدانیم، کوچک ترین دست آورد آن این خواهد بود که قداست ها را از چهره ها می زداید، چهره هایی که همیشه در نقاب خاص ظهور می کردند، آنها را در کنار دشمنان ظاهری مردم برده و از آنها عکس یادگاری برای تاریخ می گیرند، و مردم وقتی این عکسها را مشاهده می کنند، خود درک می کنند، که به قول سالار شهیدان غرب کابل بابه  مزاری (ع) در آن روز " در افغانستان شعارها مذهبی است اما عملکرد ها نژادی"! امروز اما  حتا نژاد نیز وسیله ای شده است برای یافتن کاروان پیروز!

کلمه کاروان پیروز از انتخابات گذشته ریاست جمهوری بر صفحه تاریخ هزاره ها حک گردید، آن زمان که حاجی محمد محقق دیوانه وار کابینه را ترک نمود، بعد اعلام کرد که به خاطر منافع هزاره ها!! ودولت را متهم به فاشیسم قبیله گرا نمود، اما کریم خلیلی با شامه تیز سیاسی و پیوند های  استخباراتی ای که دارا می باشد، دریافت که کاروان پیروز کجاست، و خود به حیث معاون دوم کاروان پیروز کاندید شد، و این سخن را در سفر بامیان رسما به مردم اعلام نمود که هزاره ها پس از این باید همیشه به دنبال کاروان پیروز باشد!!

اما با اینکه مدت زمان زیادی تا انتخابات باقی مانده است، ولی تلاشهای وافری در جهت یافتن کاروان پیروز آغاز شده است،  و شاید بتوان گفت که این بار این کاروان پیروز هست که جامعه هزاره را به بازی گرفته است تا نابودی کامل!

برای تحلیل عمیق تر موضوع نا گزیریم بازهم گذری به گذشته داشته باشیم، از همان زمانیکه آقای محقق خون شهیدان افشار را قربانی چوکی معاونت نا رسیده خویش در ولسی جرگه نمود، ایشان در جستجوی بقای سیاسی خود بود نه اینکه به دنبال حیثیت اجتماعی جامعه هزاره، به همین خاطر رفت در کنار حاجی صاحب سیاف و عکس یادگاری با لبخند ملیح،  گرفت تا باشد تاریخ قضاوت کند خنده بر جنازه های افشار را از جانب کسی که خود را یادگار شهید مزاری می نامید!!، و از عکس یادگاری  آن دو بزگترین بهره برداری را جناب کریم خلیلی نمود که از چینل هفته نامه جامعه اقدام به نشر شب نامه هایی گذایی کرد و...

به هر حال اولین جرقه های خیانت به مردم در ذهن و روان جامعه از همان زمان پدیدار گردید، و به مرور مردم از هردوی این دو جناب محترم و در گذشته معزز بریدند، و به خانه های محقر و انزوای سیاسی خویش پناه بردند، تا تاریخ قضاوت کنند که آنها چگونه به نام مزاری فریبی بس بزرگ را خورده اند، آنها هیچ گاهی تصور نمی کردند که کسی که به نام مزاری قامت استوار کرده است، و به نام مزاری علم مبارزه را بر داشته است، خائن از کار براید، اما تحولات 6 سال گذشته نشان داد که مزاری تنها در تاریخ هزاره ها یک مزاری هست، که نه تنها سودای خیانت در مخیله اش نفوذ نمی تواند، بلکه خون خویش را در طبق اخلاص می نهد تا حقوق این مردم برای همیشه تاریخ کشور بیمه شود!

اما دیگران همیشه می توانند خائن از آب بر آیند، به هر حال امروز کاروان پیروز اقدام به راه اندازی بازی جدید کرده است، بازی ای که به شدت قابل تأمل می باشد، باید نو اندیشان و آنهائی که اندکی اندیشه و فکر دارند در این وادی وارد شوند، و در این زمینه قلم فرسائی نمایند، ابعاد پنهان این بازی را بشکافند، که بار دیگر جامعه هزاره در باتلاقی مرگ انگیز تر از گذشته فرو نرود!

کاروان پیروز سه جریان موازی را  در کنار هم به راه انداخته است، آقای خلیلی را بار دیگر علیرغم اندوخته های گذشته اش، پیسه داده است تا بار دیگر بازی سیاسی را به راه بیندازد، از سوی دیگر آقای محقق را وعده معاونت دوم دور آینده را داده است، در عین حال جریان نو ظهور "انسجام ملی" نیز در همین راستا تفسیر شده است، در عین حال آقای مدبر هم به روایت هایی دیگر به طور آرام و آهسته آمادگی های خویش را برای معاونت دوم می گیرد، در حالیکه به استثناء خلیلی که مراوده های پنهان خود را با جبهه شرق همچنان به طور پنهان دارد، سایرین به طور مشخص در چینل کاروان پیروز غرق می باشد.

سوال این است که براستی این بار کاروان پیروز کدام یک را انتخاب می کند؟ محقق،  مدبر یا عنصر سومی را که هنوز دربس برده غیب می باشد را؟ پاسخ این سوال نیاز به زمان دارد اما در نوشتار بعدی اگر مجالی بود، روی  کیستی شناسی هر سه تمرکز بیشتری خواهیم کرد.

 

 

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در چهارشنبه 1386/10/19  |
 نگاهی به حزب انسجام ملی افغانستان

نگاهی به حزب انسجام ملی افغانستان

هزاره ها بعد از تحولات سه دهه اخیر در کشور، همگام با تحولات در سطح منطقه و کشور در عرصه های مختلف سیاسی نیز گاه حضور پر رنگ و گاه کمرنگ خودش را حفظ کرده است، در حقیقت همراه با نیاز زمان چرخشهای گوناگونی را نیز داشته است، زمانی دارای 8 حزب سیاسی ونظامی بوده است، هرچند که بیشتر آنها را عناصر غیر هزاره به نام شیعه دایرکتری اش را بر عهده داشته است، اما بازهم نقش اساسی و عمده را در حیات و ممات آن احزاب هزاره ها بازی کرده و داشته است.

و زمانی که نیاز شده است، چهره های بزرگی چون شهید مزاری توانسته است همه را در یک مدار ملی جمع نمایند، با این حال پس از شهید مزاری، حزب وحدت را آقای خلیلی با خود یدک کشید، اما آن چندان دوام نکرد، که از هم پاشیدگی در آن رخ داد، روزگاری عرفانی از آن جدا شد و روزگاری هم بخشی از آن را حاجی محمد  محقق برش کرد، تا آنجا داستان حزب وحدت شاخه آقای کریم خلیلی پیش رفت که در آن فقط منافع "برغصو" حتا کوچکتر از "قل خویش" در نظر گرقته شد!

در حیات 6 سال اخیر آقای خلیلی که در قالب معاونت دوم رئیس  جمهوری   که با پشتوانه خون هزاران شهید و به خصوص شهید مزاری به آن دست یافته بود، چیز درخشانی به عنوان عملکرد برای هزاره ها که او تمثیل حضورش را در سطح بالا می کرد، به مشاهده نمی رسد، حرکت ها و بر خوردهای  وی  با مردم  باعث سر خوردگی و خستگی شده بود، به خصوص توهین ها و تحقیر هایی که وی از پشت درهای بسته توسط دستیاران  سکرتران خودش به مردم در همه این سالها تحویل می داد!!

بریدن از مردم، روی آوردن به ثروت، غرق شدن در گردابه قدرت، سوء استفاده ابزاری از امواج مردمی و خلاصه لیلام کردن همه آثار باستانی هزاره جات توسط وابستگان خودش و... باعث گردید که مردم اگر نتوانستند تجدید نظر کنند، اما مهر بطلانی بر این انتخاب خویش برای همیشه بگذارند.

از سوی دیگر آقای محمد محقق که پس از خیانت های آقای خلیلی به حزب وحدت و پیشوای شهید مردم بابه مزاری، خود را از آقای خلیلی جدا کرد، و برای چند روزی توانست که بر امواج احساسات پاک مردم شنا کند، او نیز معامله گری دیگر از آب در آمد که در کارنامه اش  پیوند وی با قاتل مردم افشار آقای سیاف درخششی تاریخی خواهد داشت!!

اینها باعث گردیده است که امروز اکثریت جامعه هزاره به یک اکثریت خاموش و بریده از سیاست، و به شدت مأیوس تبدیل شود، اما در این میان مدتی هست که دو حزب جدید در حال شکل گیری می باشد، یکی حزب "نهضت مدنی افغانستان" (نما) که از مدتها پیش بر سر زبانها افتاده بود و لیدر شیپ آن را آقای انجینر گیزابی چهره دلسوز هزاره به عهده دارد، که هنوز نتوانسته است به دلایل نا معلوم مراحل قانونی خویش را طی نماید، و دیگری حزب انسجام ملی می باشد که به گفته اعضای موسس آن این حزب به شکل شورایی اداره خواهد شد، و امروز که این یاد داشتها تقدیم شما خوانندگان عزیز می شود، کمتر از یک ماه است که مراحل قانونی آن سپری گردیده است و جواز فعالیت قانونی خویش را از وزارت عدلیه در یافت کرده است.

گفته می شود که اعضای موسس این حزب به ترتیب ذیل می باشد:

1-     محمد حسین فهیمی – وکیل ولایت سرپل

2-     داکتر صادق مدبر- معاون اداره امور ( معاون فاروق وردک)

3-     انجینر عادل- وزیر صنایع و معادن

4-     ابراهیم قاسمی وکیل ولسی جرگه

5-     ح

6-     نور اکبری- وکیل

7-     داکتر د...

8-     انجینر احمدی- برادر داکتر محمد امین احمدی-

9-     دین محمد جاوید

10- انجینر قربان

11- شاه گل رضائی- وکیل جاغوری

12- صفورا ایلخانی – وکیل از بامیان

13-  قاضی بختیاری

14- انجینر رضا خلیلی

15- سنگر دوست – وکیل

16- داکتر ستیغ – وکیل از دایکندی

17-  محمد زمان بهلول- از مشرانو جرگه

۱۸- فیاض ارزگان- وابسته به...

و تعدادی دیگر ....

اینها کسانی بودند که موسس حزب فوق می باشد، اکثریت اعضای این حزب را نسل دوم و سوم احزاب  وحدت اسلامی افغانستان- حرکت اسلامی افغانستان و تحصیل کرده گان مستقل تشکیل می دهند، که تلاش دارند به نیاز زمان پاسخ داده باشند.

اما اینکه آیا این ترکیب ظرفیت آن را دارا می باشد که به نیاز مردم که به شدت از دروغ گویی و ... رهبران سنتی خویش سر خورده و خسته و ملول می باشند پاسخ گوید یا خیر؟ باید منتظر زمان ماند.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1386/10/03  |
 عید قربان و بازیهای سیاسی در کابل

عید قربان و بازیهای سیاسی در کابل

 

سنت دید و بازدید مردم با رهبران سیاسی شان از دوران مقاومت غرب کابل به رهبری امام شهیدان، بابه مزاری تداوم داشته است، اما


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در پنجشنبه 1386/09/29  |
 چرا امروز نه؟

چرا امروز نه؟

 

نمی دانم چرا هنوز در افغانستان هیچ  کس از خود این سوال را نمی کند که ما در کجای تاریخ ایستاده شده ایم؟

درست است که هنوز بیش از 85 فی صد جامعه بی سواد هست، و این نشان می دهد که ما هنوز از منظر زمانی هرچند که در قرن 21 زیست می کنیم، اما در حقیقت ما در قرن 17 میلادی قرار داریم، با این تفاوت که امروز همین انسانها از بسیاری دست آوردهای بشر امروز در عرصه علم، صنعت، تکنالوژی و... بهره مصرفی می گیرند، اما، این بهره متاسفانه یک نوع بهره گزینشی نیز می باشد، این همان موضوعی  هست که در این یاد داشت می خواهیم روی آن هرچند مکسی کوتاه نمایم، تا باشد دوستان و علاقه مندان روی آن جدی تر و عمیق تر به کنکاش نشینند!

به عنوان مثال ما امروز در اقصا نقاط کشور از تکنالوژی ارتباطی به نام موبایل بهره می گیریم، اما در همه مناطق افغانستان هنوز قبیله یک اصل انکار نا پذیر  می باشد، ما حال سرگهایی حد اقل خاکی در بسیاری از مناطق کشور داریم که در آن بهترین موترهای ساخت کشورهای مختلف صنعتی رفت و آمد دارند، اما با این حال هنوز هیچ کس به دنبال حاکمیت عقلانی و باوراندن جامعه به توان انتخاب خویش نیستند، نه تنها هیچ کس در این بخش اندیشه و فکر نمی کنند، بلکه جریانهایی همچنان در تلاش هست که حایل های دگم و خشک قبیله را که مایه اصلی عقب ماندگی در کشور می باشد، را استحکام دو باره بخشند!!

ما در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ پرسشی  که باید هر روز و هر لحظه برای انسان تداعی شود، و پاسخ آن را باید جست و نه تنها برای یافتن پاسخ تلاش کرد بلکه برای بیان آن و تفهیم آن برای دیگران تلاشی مضاعف صورت گیرد!

ما در عصری زندگی می کنیم، که انسانها؛ با قوه عقل فردی و جمعی خویش به بزرگترین دست آوردهای علمی و صنعتی و... نایل شده اند، اما در افغانستان هم چنان جامعه به شکل گوسفندی زیست می نمایند، و همچنان در انتظار چوپانی هستند که به آن نام محترم "رهبری" می دهند!

رهبر یعنی چوپان گله انسانی! و در این تفکر انسانها فاقد عقل، خرد، شعور و... می باشد، و در چنین جامعه ای انسان باید همیشه مقلد و پیرو باقی بماند، تا رهبر هر گونه که دلش خواست با این گله های بی زبان، معامله کنند، و رهبران امروز در تلاش هستند نه تنها به این گله های گوسفند بر خورد شایسته گوسفندان نمایند، بلکه با آنها بازی گوشت و پیشک راه می اندازند!

چنانکه آقای محمد کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور وقتی یکی از ملا امامان از وی می خواهد تا برای مردم فلان کار را از مجرای دولت که وظیفه ایشان می باشد، انجام دهد، او در جواب می گوید، " خوب است، بعد از عید انشا ء الله گپ می زنیم"!!

بزک نمیر بهار میاد!

آقای خلیلی 6 سال به حیث معاون دوم ریاست جمهوری به صفت رهبر مردم بیچاره هزاره در صدارت رفته است؟ ایشان بیاید بگوید که به جز تخریب و دور کردن موسسات خارجی از مناطق هزاره جات به دلایل مختلف شخصی برای آن مردم چه کرده است؟

یکی از دلایل عمده ایشان به خصوص در مناطق بامیان این بوده است که این موسسات در آنجا ها به دنبال کار نمی باشند، آنها به دنبال چیز دیگر می باشد، اما هیچ کس نیامده است، که بپرسد آقای خلیلی نوچه گان شما برای مردم هیچ قبرستان تاریخی بر جای ننهاده است، و همیشه سفر های خارجی شخص شما توآم با مساله بوده است، به خصوص سفر اخیر شما به لندن که شایعات مومیایی هم به همراه داشت و...

هیچ کس نیست که در جواب ایشان بگوید، که:

استاد محترم بعد از عید که کار شما خلاص شد، آیا برای مردم به جز تحقیر و توهین بهره ای خواهد رسید، زمانی فرا می رسد که بیائیم و خواسته ها و مشکلات خود را طرح کنیم؟

این ا ست که می گوئیم چرا هیچ کس از خود این سوال را نمی کند که ما در کجای تاریخ قرار داریم؟

چرا در عصر عقلانیت مدرن، جامعه هزاره همچنان زیست گله ای را ادامه می دهد؟ و چرا نسل تحصیل کرده برای حاکمیت خرد و عقلانیت اقدامی نمی کند؟

اگر امروز کاری در این عرصه صورت نگیرد، یقینا که فردا دیر خواهد بود!

 

 

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در سه شنبه 1386/09/27  |
 
 
بالا