تبليغاتX
سایه روشن
اینجا آئینه ای خواهد بود برای همه رنجهایی که وجود دارد!
 فیلم خشت و دل
قابل توجه دوستانُ فیلم خشت و دل ساخته محمد رضا صاحبداد در اینجا قابل دیدن است

http://www.youtube.com/watch?v=jVYJW4VsPzQ

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در پنجشنبه 1388/06/26  |
 فیلم خشت ودل از افغانستان در فستیوال سینمایی واتیکان به نمایش در امد

فیلم خشت ودل از افغانستان در فستیوال سینمایی مذهب امروز لوح تقدیر دریافت کرد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در شنبه 1387/08/11  |
 فیلم مستند دمبوره، خاطره تاریخ در کابل ساخته شد
اولین فیلم از زندگی استاد صفدر توکلی در کابل ساخته شد

فیلم مستند دمبوره خاطره تاریخ که روایتی از زندگی استاد صفدر توکلی می باشد، روز گذشته رسما کار تدوین ان پایان پذیرفت!

این فیلم توسط محمد رضا صاحب داد تهیه و کارگردانی شده است

محمد رضا صاحب داد یکی از موفق ترین سینما گران جوان افغانستان است که قبلا دو فیلم طالب و خشت و دل را ساخته است.

فیلم خشت و دل او چندین جایزه را در ایران دریافت کرده است و در هفته جاری در فستیوال فیلم؛ دین در دنیای امروز ایتالیا (رم) به نمایش می اید که خود محمد رضا صاحب دان نیز امروز رهسپار ایتالیا گردید.

فیلم طالب او در ایران و جشنواره هایی که ایرانیها نقش داشته است، بایکوت گردید، اما این فیلم در حاشیه جشنواره ماه گذشته کانادا به نمایش در امده است

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در سه شنبه 1387/08/07  |
 سنگ صبور

سنگ صبور

محمدرضا صاحبداد

... اش در دستم ماند، سید فریادی دلخراشی کشید، دوباره پل را بر شکمش کشیدم، شکمبه اش ترقید، ریخ و روده سید بر روی شکمم پاش شد، صدای غرشی از تمام وجودش خارج شد و با بغل لخشید  و...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در سه شنبه 1387/07/23  |
 دغدغه های فرهنگ

دغدغه های فرهنگ


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در سه شنبه 1387/07/23  |
 نشر شده در شماره چهارم"پیک عدالت"

سنگ صبور

مصاحبه با حبیب الله خان نرگس

مناجات قربانیان جنگ

سنگ صبور

محمد رضا صاحب داد

شب تاريک بود، پدرم اجازه هم نداد که چراغ موشي را داغ کنم، فقط گفت زود کالاي خودت را لوچ کن، تا خواستم پيراهنم را بيرون کنم، پيراهن به موهاي درازم بند شد، نزديک بود که کلي از موهاي درازم را با خود کنده کند،  نفهميدم که منظورش از اين گپ چي بود، در تاريکي مطلق کالاي خودم را لوچ کردم، ‘گردنبند نقره شرنگ شرنگ کرد، به پدر گفتم که کالاي خودم را لوچ کرده ام، پدرم گفت که پيش بيا، من پيش رفتم، کالايم را طلب کرد،
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1387/06/25  |
 منتشر شده در شماره سوم پیک عدالت- کابل

   حتی اگر مرده باشی...

حتا معاونین رئیس جمهور!

سنگ صبور

 رئيس جمهور تان نيستم!

قسمت سوم

محمد رضا صاحبداد

در آخرين لحظاتي كه پدرم آمد، همان دستمال خوشبختي را به كمرم بسته كرد، دلم فرو ريخت، دستان ... در دستم بود، پدرم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1387/06/18  |
 سناریوی فقر؛ از کجا آمد؟

نشر شده در شماره اول پيك انديشه

آشوکا

 از مدتها بدینسوی عناصر وابسته به دشمنان افغانستان، حلقه های مشکوک و بحران طلب، در سطح رسانه های جمعی و ارباب جراید، اقدام به نشر  

 



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در جمعه 1387/05/25  |
 سنگ صبور

نشر شده در شماره اول پيك انديشه

محمد رضا صاحبداد

آنچه را می خوانید، بر اساس خاطرات (محترمه ن، م) می باشد، که به شکل نوشته در آمده است، و پس از این تلاش خواهد شد که همه رنجهای انسانی ای که در این سرزمین و بر ساکنان آن روا داشته شده است؛ اینجا بازخوانی و نشر گردد. 

1

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در جمعه 1387/05/25  |
 چه کسی برای تغییر سنتها اقدام خواهد کرد؟

چه کسی برای تغییر سنتها اقدام خواهد کرد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در شنبه 1386/10/01  |
 2000 افغانی برای ملا امامان مساجد غرب کابل!

2000 افغانی برای ملا امامان مساجد غرب کابل!

عصر امروز دو شنبه 26/9/1386 محترم استاد خلیلی غرض دلجوی تعدادی از ملا امامان مساجد غرب کابل به خصوص دشت برچی را حوالی ساعت 4 بعد از ظهر در مقر حزبی – حکومتی خویش در دفتر کارته چهار به حضور پذیرفت!

این ملاقات به دنبال آن صورت می گیرد که در عید فطر برای عید دیدن مردم به پیش ایشان بسیار اندک آمده بودند، اقای خلیلی از امامان جماعت مساجد دلجویی به عمل آورده و از آنها دعوت نمود تا در مراسم عید به حضور ایشان همراه با اهالی محل خویش بیایند! تا وحدت و هماهنگی میان رهبری و مردم مستحکم تر گردد!

در پایان این مراسم استاد خلیلی با دستان خویش حق الزحمه هریک از این مهمانها را که در پاکتهای سفید قرار داده شده بود و مبلغ 2000 افغانی در آن وجود داشت به دست آنها تحویل داد!

این در حالی است که وقتی مراسم اعیاد در غرب کابل برگزار می شد، مردم برای دیدن رهبر شهید بابه مزاری با احساسات پاک کیلومترها صف می کشیدند تا بتوانند او را از نزدیک در آغوش گیرند و عید را برای او تبریک گویند!

ما این رهبری را نفهمیدیم چگونه است؟

 

|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در سه شنبه 1386/09/27  |
 فردا دیر است

فردا دیر است

 

راستش را بخواهید من به شدت احساس خطر می کنم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یونس حیدری در دوشنبه 1386/09/26  |
 
 
بالا